هیئت بعثت یزد ؛ ای زن فریادی زن، بشکن صف نامردان | تا ابد امانت باد، عمر جاودانت باد | دوباره میسازمت وطن ؛ محرم 1404

دانلود

لیست دانلود ویدیو

کیفیت 1080p

لیست دانلود صوتی

فایل صوتی MP3
این قطعات در دهه اول ماه محرم سال 1404 توسط هیئت بعثت یزد با نوحه خوانی علی ساکت یزدی و مسعود حافظی فرد و اشعاری از شهاب الدین موسوی با تضمین زنده‌یاد سیمین بهبهانی در دستگاه‌های موسیقی همایون و دشتی در خانه تاریخی شهید صدوقی (ره) یزد اجرا شده است.

نام نوحه: دوباره میسازمت وطن ...


جواب نوحه:

ای زن فریادی زن ، بشکن صف نامردان

زینب؛ از جا برخیز ، بشکن در این زندان

برخیز و علمداری کن ، ای داغ برادر دیده 

ای نامی طوفان بنگر ، باران بلا باریده

همه جا بیداد و ستم ، همه جا آهنگ عزا

نه صدای عاطفه ها ، نه صلح و زیبایی

همه جا آوای جنون ، همه عالم تشنه به خون

نه به این ویرانه کنون ، امید فردایی!

***

آواز:

چه ها که بر سر ما رفت و کس نزد آهی

به مردمی که جهان سخت ناجوانمرد است

به سوز دل نفسی آتشین برآر ای عشق

که سینه ها سیه از روزگار دم سرد است

***

بند یکم:

در این شب تصمیم ، در این امید و بیم

نمانده راهی چند ، نبرد یا تسلیم!

نه فرصت رفتن ، نه راه برگشتن!

بگو از این تقدیر ، چگونه برگردیم؟!

بی خبران خبر خبر ، وادی عشق است و بلا

سنگ ترازو نشود ، سنگ مزار شهدا

تا به لبت جان نرسد ، قصه به پایان نرسد

از سر مردان نرسد ، جز نی محزون به نوا

تا نمیرد روح ایمان ، تا نخشکد خون مردان

***

بند دوم:

غروب عمر ماست ، جدال شب با روز

به خود چه می نازی؟! ، چراغ فرصت سوز!

تمام شد بازی ، تباه شد روزی

چه صرفه ای دارد ، شکست و پیروزی؟

ای که نداری غم ما ، غرّه به مقصد نرسی

بی خبر از آتش ما ، نیست در این شهر کسی

بر جگر تشنه لبان ، نیزه شود هر نفَسی

کاش به هوش آوَرَدَت ، ناله‌ی بانگ جرسی

تا نمیرد روح ایمان ، تا بماند نام انسان

***

بند سوم:

گریه ام برای توست ، از غم فراموشی

زخمِ بی زبان بگشا ، تا به کی سخن پوشی؟

دامن تو مهر انگیز ، خاک تو شقایق خیز

مادرم وطن برخیز ، این چه وقت خاموشی است؟!

حق تو نه این غم هاست ، مرز تو نه امروزی

بی بهانه می‌سازی ، عاشقانه می‌سوزی

تا ابد امانت باد ، عمر جاودانت باد

شادی جهانت باد ، با امید بهروزی

چشم بد ز خاکت دور ، ما تو را نگهبانیم

خسته با تو می مانیم ، در شکست و پیروزی

گرچه خاکت رفته بر باد ، خنده هایت رفته از یاد

***

همخوانی پایانی:

دوباره می‌سازمت وطن ، اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می زنم ، اگرچه با استخوان خویش

دوباره می بویم از تو گُل ، به میل نسل جوان تو

دوباره می شویم از تو خون ، به سیل اشک روان خویش

 

 

 

 


دیدگاه بگذارید!

0 دیدگاه ارسال شده!

    تاکنون دیدگاهی ارسال نشده. یک دیدگاه ارسال کنید تا اولین نفر باشید که در اینجا نظر می دهید!