هیئت بعثت یزد ؛ ای زن فریادی زن، بشکن صف نامردان | تا ابد امانت باد، عمر جاودانت باد | دوباره میسازمت وطن ؛ محرم 1404
نام نوحه: دوباره میسازمت وطن ...
جواب نوحه:
ای زن فریادی زن ، بشکن صف نامردان
زینب؛ از جا برخیز ، بشکن در این زندان
برخیز و علمداری کن ، ای داغ برادر دیده
ای نامی طوفان بنگر ، باران بلا باریده
همه جا بیداد و ستم ، همه جا آهنگ عزا
نه صدای عاطفه ها ، نه صلح و زیبایی
همه جا آوای جنون ، همه عالم تشنه به خون
نه به این ویرانه کنون ، امید فردایی!
***
آواز:
چه ها که بر سر ما رفت و کس نزد آهی
به مردمی که جهان سخت ناجوانمرد است
به سوز دل نفسی آتشین برآر ای عشق
که سینه ها سیه از روزگار دم سرد است
***
بند یکم:
در این شب تصمیم ، در این امید و بیم
نمانده راهی چند ، نبرد یا تسلیم!
نه فرصت رفتن ، نه راه برگشتن!
بگو از این تقدیر ، چگونه برگردیم؟!
بی خبران خبر خبر ، وادی عشق است و بلا
سنگ ترازو نشود ، سنگ مزار شهدا
تا به لبت جان نرسد ، قصه به پایان نرسد
از سر مردان نرسد ، جز نی محزون به نوا
تا نمیرد روح ایمان ، تا نخشکد خون مردان
***
بند دوم:
غروب عمر ماست ، جدال شب با روز
به خود چه می نازی؟! ، چراغ فرصت سوز!
تمام شد بازی ، تباه شد روزی
چه صرفه ای دارد ، شکست و پیروزی؟
ای که نداری غم ما ، غرّه به مقصد نرسی
بی خبر از آتش ما ، نیست در این شهر کسی
بر جگر تشنه لبان ، نیزه شود هر نفَسی
کاش به هوش آوَرَدَت ، نالهی بانگ جرسی
تا نمیرد روح ایمان ، تا بماند نام انسان
***
بند سوم:
گریه ام برای توست ، از غم فراموشی
زخمِ بی زبان بگشا ، تا به کی سخن پوشی؟
دامن تو مهر انگیز ، خاک تو شقایق خیز
مادرم وطن برخیز ، این چه وقت خاموشی است؟!
حق تو نه این غم هاست ، مرز تو نه امروزی
بی بهانه میسازی ، عاشقانه میسوزی
تا ابد امانت باد ، عمر جاودانت باد
شادی جهانت باد ، با امید بهروزی
چشم بد ز خاکت دور ، ما تو را نگهبانیم
خسته با تو می مانیم ، در شکست و پیروزی
گرچه خاکت رفته بر باد ، خنده هایت رفته از یاد
***
همخوانی پایانی:
دوباره میسازمت وطن ، اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم ، اگرچه با استخوان خویش
دوباره می بویم از تو گُل ، به میل نسل جوان تو
دوباره می شویم از تو خون ، به سیل اشک روان خویش
درود بر شما لطفا متن این نوحهی زیبا رو قرار بدید سپاس فراوان 🙏